تبلیغات
دفتر یادداشت محب علی - عریضه نویسی

عریضه نویسی

پنجشنبه 8 مرداد 1394 02:39 ب.ظنویسنده : محب علی

 

تاکنون به پشت مسجد جمکران رفته اید؟ درباره چاه عریضه مطلبی شنیده یا خوانده اید؟ آیا چاه عریضه را از نگاه دوربین غربی ها دیده اید؟ مثل فیلم جنگ جویان خدا که خانم کریستین امان پور آن را ساخته است.

راستش را بخواهید ما معتقدیم مسجد جمکران، مقدس است، ولی چاه عریضه ندارد و به دستور حضرت حفر نشده، بلکه هیئت امنای مسجد برای رفاه حال حاضران، دستور حفر آن را داده و در این صد سال، سه مرتبه جای آن را عوض کرده اند. آب ندارد و....

ما منکر عریضه نویسی نیستیم. عریضه، عرض حال است. گاهی شما چیزی می خواهید و آن را با زبان به خداوند متعال بیان می دارید که اسمش «دعا» است. گاهی مواقع همان خواسته را می نویسید که اسمش را  «عریضه »  می گذارند.

شما دوست دارید در کنکور قبول شوید یا مادرتان مریض است و دوست دارید شفا بگیرد یا نیازهای دیگری دارید. هم می توانید دعا کنید، هم می توانید عریضه بنویسید.

عریضه نوعی توسل، دعا، عرض نیاز به خداوند متعال است که آثار فراوانی دارد. بنابراین عریضه نویسی کاری درست و منطقی است و لازم نیست برای تقدیم عریضه، حتماً به پشت مسجد جمکران بروید و نامه خود را در چاه عریضه بیاندازید، بلکه همان طور که علما دستور داده اند، شما پس از نوشتن مطلب و خواسته خود آن را در آب جاری، مثل دریا، رودخانه یا چاه آب بیندازید یا زیر خاک، توی باغچه یا در بیابان دفن کنید. اگر خدا بخواهد، آثار آن را خواهید دید.

در این باره در شماره های بعد مطالب بیش تری تقدیم تان می شود، اما برای آشنا شدن به آثار عریضه به این داستان توجه کنید:

سید قاسم، جمعه برای معالجه فرزند بیمارش به شهر سیدنی در استرالیا مسافرت می کند. با آن که بیمارستان بسیار مجهز و معروف بود، ولی فرزندش روزبه روز بدتر می شود تا جایی که دکترها او را جواب می کنند و از درمانش ناامید می شوند. سید قاسم هیچ کاری از دستش بر نمی آید، مگر این که نزد آیت الله قزوینی برود که برای تبلیغ دین در آن جا به سر می برد و چاره ای بخواهد.

آیت الله قزوینی به او می گوید: برای صاحب الزمان عریضه ای بنویس و شفای فرزندت را از بخواه.

سؤال می کند: چگونه عریضه بنویسم؟ بلد نیستم.

آیت الله قزوینی می گوید: شما فرض کن همین الان به تو اجازه داده شده که خدمت حضرت برسی و از او چیزی درخواست کنی. چگونه از حضرت درخواست می کنی؟ همان را بنویس.

ساعتی نگذشت که عریضه ای نوشته و به آیت الله قزوینی می گوید: ببین خوب نوشته ام؟

آیت الله قزوینی نگاه می کند و می بیند نوشته است: آقا جان شما را قسم می دهم به لباس های عمه ات زینب (س) مرا در این دیار غربت ناامید مکن. پسرم را شفا بده. راضی نباش دست خالی به وطن برگردم. { در بین عرب‌ها این تعبیر رایج است. حضرت را به لباس اسارت حضرت زینب (س) قسم می‌دهند. }

آیت الله قزوینی می گوید: هیچ ایرادی ندارد. ان شاءالله آقا عنایت می فرمایند.

فردا صبح از بیمارستان زنگ می زنند که خطر رفع و بچه حالش خوب شده و باید مرخص شود. این مسئله باعث تعجب پزشکان شده بود و ناباورانه او را معاینه و مرخص کردند.

 


http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/5793/7741/98279/%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D8%B6%D9%87/?SearchText=%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D8%B6%D9%87&LPhrase=


برچسب ها: عریضه نویسی ، عریضه ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 مرداد 1394 02:42 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.