تبلیغات
دفتر یادداشت محب علی - تفاوت میان مقام شفاعتى كه مشركان براى بت‌ها قائل بودند، با مقام شفاعتى كه ما براى انبیا و اولیاى خدا قائل هستیم!

تفاوت میان مقام شفاعتى كه مشركان براى بت‌ها قائل بودند، با مقام شفاعتى كه ما براى انبیا و اولیاى خدا قائل هستیم!

جمعه 5 مهر 1392 04:15 ب.ظنویسنده : محب علی

 

در باور مشركان، شفیع بر اساس قانون و خواست و نظر كسى كه نزد آن شفاعت مى‌شود عمل نمى‌كند و او بدون اجازه و نظر پذیرنده شفاعت و مستقلا شفاعت مى‌كند.

در واقع، شفیع اراده‌اش را به پذیرنده شفاعت و «مشفوع‌عنده» تحمیل مى‌كند و پذیرنده شفاعت به دلیل موقعیت و منزلت شفیع یا از روى رودربایستى، مجبور است شفاعت را بپذیرد.

مشركان معتقد بودند ملائكه دختران خدا هستند و به عبادت و پرستش آنان و مظاهر آنها كه بت‌ها بودند مى‌پرداختند تا نزد ملائكه و به اصطلاح دختران خدا منزلت و تقرب یابند تا اگر مستحق جهنم گردیدند، بت‌ها، ارباب و ملائكه نزد خدا شفاعت كنند و خدا نیز مجبور است شفاعت آن‌ها را بپذیرد؛ چون نمى‌تواند درخواست دختران خود را نپذیرد.

در واقع این شفاعتِ باطل و شرك‌آلود، شبیه پارتى‌بازى است كه مدیرى برخلاف قانون و نظر مافوق خود، ضوابط را كنار مى‌نهد و بر اساس رابطه‌اى كه با مراجعه كننده دارد كارش را سامان مى‌دهد. مدیر مافوق به دلیل رفاقت و رودربایستى با مدیر مادون و احتیاجى كه فعلا یا در آینده به او دارد، درخواستش را مى‌پذیرد.

   اما در باور توحیدى ما، همه امور با اراده و مشیت الاهى انجام مى‌پذیرد و استقلال در تأثیر، مختص خدا است و جز او كسى استقلال در تأثیر ندارد.

هم تأثیرات مادى و طبیعى كه به اسباب و عوامل طبیعى نظیر آب و آتش مربوط است به اذن الاهى انجام مى‌شود و هم تأثیرات فوق طبیعى كه از سوى انبیا و اولیاى خدا انجام مى‌گیرد، همه با اذن الاهى صورت مى‌پذیرد. پس شفاعت پیامبران و اولیاى خداوند بر مدار و مستند به اذن خدا انجام مى‌گیرد و بدون اذن الاهى از سوى آنان شفاعتى صورت نمى‌پذیرد:

مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ‌...؛

 كیست آن كس كه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت كند؟


 بقره (2)، 255

 

   معجزاتى چون زنده كردن مردگان و شفا دادن چشم كور، همه به اذن خدا و با قدرتى كه خداوند در پیامبرانش قرار داده بود، انجام مى‌گرفت و آنان به نمایندگى از خداوند و با اجازه او آن معجزات را ظاهر مى‌كردند، وگرنه آنان از پیش خود كاره‌اى نبوده‌اند.

از این رو، خداوند درباره حضرت عیسى (ع) مى‌فرماید:

وَرَسُولاً إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُكُمْ بِآیَة مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّینِ كَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَكُونُ طَیْرا بِإِذْنِ اللهِ وَأُبْرِئُ الأَْكْمَهَ وَالأَْبْرَصَ وَأُحْیِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِكُمْ إِنَّ فِی ذلِكَ لآَیَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛

 و [ او را به عنوان ] پیامبرى به سوى بنى‌اسرائیل [مى‌فرستد و او به آنان مى‌گوید:] در حقیقت من از سوى پروردگارتان برایتان معجزه‌اى آورده‌ام. من از گِل براى شما [چیزى] به شكل پرنده مى‌سازم. و به اذن خدا، نابیناى مادرزاد و پیسى را بهبود مى‌بخشم و مردگان را زنده مى‌گردانم و شما را از آنچه مى‌خورید و در خانه‌هایتان ذخیره مى‌كنید خبر مى‌دهم. به یقین در این [معجزات] براى شما [اگر مؤمن باشید] عبرت است.


آل عمران (3)، 49

 

   نه فقط پیامبران در شفاعت كردن و اظهار معجزه از پیش خود و بدون اذن خدا عمل نمى‌كنند، بلكه آنان در سخن گفتن نیز بر خدا پیشى نمى‌گیرند و به اذن خدا سخن مى‌گویند:

لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ؛

در سخن گفتن بر او پیشى نمى‌گیرند و خود به دستور او كار مى‌كنند.


 انبیاء (21)، 27

شفاعت، یكى از جلوه‌هاى رحمت الاهى است و خداوند چون مى‌خواهد بندگانش مشمول رحمت او گردند، براى پیامبران و اولیاى خاص خود حق شفاعت در نظر گرفته است تا آنان با اذن و اجازه خدا از مردم شفاعت كنند و از این راه مردم طعم مغفرت و رحمت الاهى را بچشند؛ چنان‌كه خداوند به پیامبر خویش اجازه داده از خداوند براى گنهكاران طلب آمرزش كند تا خداوند آنان را ببخشد:

وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول إِلاّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوّاباً رَحِیماً؛

و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آن‌كه به اذن الاهى از او اطاعت كنند، و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند، پیش تو مى‌آمدند و از خدا آمرزش مى‌خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش مى‌كرد، به یقین خدا را توبه‌پذیرِ مهربان مى‌یافتند.


 نساء (4)، 64.

 

   پس پیامبر(ص) با اذن الاهى و بر اساس اراده خداوند براى گنهكاران آمرزش مى‌طلبد، نه این كه او نظر خود را بر خدا تحمیل كند. به واقع پیامبر و دیگر معصومان، باب و وسیله دریافت رحمت و مغفرت الاهى هستند كه در دسترس مردم‌اند و مردم به راحتى مى‌توانند سراغ آن‌ها بروند و بدان‌ها توسل جویند. خداوند هم به دلیل لطف و عنایت خاصى كه به آن‌ها دارد، شفاعت و درخواست مغفرت گناهان بندگان خطاكار را مى‌پذیرد و با وساطت حضرات معصومان، رحمت و مغفرتش را شامل حال بندگان خود مى‌كند.

چنان‌كه پیامبر و دیگر معصومان(علیهم السلام) حق ندارند بدون اذن الاهى از كسى شفاعت كنند، همچنین در صورت فراهم نبودن شرایط شفاعت، نمى‌توانند كسى را شفاعت كنند. یكى از شرایط اساسى شفاعت، ایمان است و اگر كسى مؤمن از دنیا رفت، مشمول شفاعت مى‌گردد. اما اگر كسى در زندگى مشرك بود یا در زندگى اظهار ایمان مى‌كرد، اما بر اثر انجام برخى گناهان در طول عمر و عدم تدارك و توبه از آن‌ها، بى‌ایمان از دنیا رفت، در قیامت مشمول شفاعت نمى‌گردد. خداوند درباره عدم جواز استغفار و همچنین شفاعت براى مشركان مى‌فرماید:

ما كانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِینَ وَلَوْ كانُوا أُولِی قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِیمِ؛

بر پیامبر و كسانى كه ایمان آورده‌اند سزاوار نیست براى مشركان پس از آن‌كه برایشان آشكار گردید كه آنان اهل دوزخ‌اند طلب آمرزش كنند، هرچند خویشاوند [آنان] باشند.


 توبه (9)، 113

 

   در قرآن آمده است كه حضرت ابراهیم(ع) تا پى به دشمنى آزر با خداوند نبرده بود، وعده داد كه در حق او از خداوند طلب مغفرت كند

سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّی إِنَّهُ كانَ بِی حَفِیًّا؛

به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش مى‌خواهم، زیرا او همواره در مورد من پرمهر بوده است


 مریم (19)، 47

 

 اما وقتى متوجه شد آزر اهل دشمنى با خدا است و از شرك و كفر رویگردان نیست، از وعده خود منصرف گشت و دیگر براى او استغفار نكرد:

وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِیمَ لأَِبِیهِ إِلاّ عَنْ مَوْعِدَة وَعَدَها إِیّاهُ فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ للهِِ تَبَرَّأَمِنْهُ إِنَّ إِبْراهِیمَ لأََوّاهٌ حَلِیمٌ؛

و طلب آمرزش ابراهیم براى پدرش جز براى وعده‌اى كه به او داده بود، نبود. و[لى] هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خدا است، از او بیزارى جست. راستى، ابراهیم دلسوزى بردبار بود.


 توبه (9)، 114.

 

   چنان‌كه گفته شد، افزون بر شرك، انجام برخى گناهان نظیر ترك نماز یا سبك شمردن آن انسان را از شفاعت اولیاى خدا محروم مى‌سازد. امام صادق(ع) در این‌باره مى‌فرماید:

لاَ یَنَالُ شَفَاعَتُنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بَالصَّلَوةِ؛

 شفاعت ما شامل كسى نمى‌شود كه نماز را سبك بشمارد.


 بحارالانوار، ج 47، باب 1، ص7، ح 23

 

   گفتنى است كه شفاعتى كه موجب نجات از عذاب دوزخ مى‌شود اختصاص به عالم قیامت دارد و مؤمنانى كه مرتكب گناهانى گردیده‌اند و در دنیا و همچنین در عالم برزخ از آن‌ها پاك نشده‌اند، در عالم قیامت مشمول شفاعت پیامبر(ص) و ائمه اطهار(علیهم السلام) مى‌گردند. چنان‌كه فلز طلا را در كوره مى‌گدازند تا مواد زاید آن خارج گردد و طلاى خالص به دست آید، خداوند برخى از مؤمنان را به سختى‌ها و گرفتارى‌هایى چون فقر و بیمارى مبتلا مى‌سازد تا آلودگى‌ها و كدورت‌هایى كه بر اثر گناه در روحشان پدید آمده، از بین برود و آنان در هنگام مرگ با دلى پاك از گناه به راحتى جان بسپارند. اما اگر بعد از این مرحله باز گناهانى باقى ماند،

خداوند جان آنان را سخت مى‌گیرد تا با سختىِ سكرات مرگ از بقیه آلودگى‌ها پاك گردند. اما برخى آن‌قدر گناه كرده‌اند كه پس از آن دو مرحله نیز از همه گناهان خویش پاك نمى‌گردند و در نتیجه با فشار قبر، از گناهان باقى‌مانده پاك مى‌شوند و سپس وارد عالم برزخ مى‌گردند. پس از این سه مرحله، باز اگر انسان از همه گناهانش پاك نگشت، با ابتلاى به عذاب‌ها و گرفتارى‌هاى عالم برزخ از گناهانش پاك مى‌شود و در نهایت اگر گناهانى باقى ماند، وقتى وارد عالم قیامت شد، اگر لیاقت شفاعت داشت، مشمول شفاعت پیامبر (صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) مى‌گردد و بدین وسیله گناهانش بخشیده مى‌شود و سپس وارد حوض كوثر خواهد شد.

   همان‌طور كه ریشه همه كمالات توحید است، تاریخ پیامبران و اقوام گذشته نشان مى‌دهد ریشه بسیارى از مفاسد شرك است و خداوند به دلیل شرك ورزیدن آن امت‌هاى پیشین، عذابش را بر آن‌ها نازل مى‌كرد. آن شرك، هم شامل شرك آشكار است، نظیر پرستش بت و فرشتگان، و هم شامل شرك ناآشكار كه انسان آشكارا غیر خدا را پرستش نمى‌كند، اما در دل غیر خدا را نیز مستقل در تأثیر مى‌داند. در هر صورت، شرك در دل بیشتر مردم ریشه دارد. به همین دلیل خداوند مى‌فرماید:

وَما یُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلاّ وَهُمْ مُشْرِكُونَ؛

و بیشترشان به خدا ایمان نمى‌آورند، جز این كه [با او چیزى را] شریك مى‌گیرند.


یوسف (12)، 106

   براى دستیابى به ایمان خالص و راستین، انسان باید بكوشد ریشه‌هاى شرك را از دلش بزداید و به توحید ناب و خالص معتقد گردد. یكى از مظاهر این اعتقاد این است كه حتى براى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام)استقلال در تأثیر قائل نباشد و شفاعت آن‌ها را بسترى براى ظهور و ارائه رحمت الاهى به بندگان بداند؛ یعنى خداوند آن‌قدر به بندگان خود لطف و عنایت دارد كه حتى بندگانى را مى‌بخشد كه مستقیماً لیاقت دریافت رحمت الاهى را ندارند و اولیاى خدا را واسطه قرار مى‌دهند و خداى متعال به بركت دعاى اولیایش آنان را مشمول رحمت و مغفرت خود قرار مى‌دهد و در حقیقت اوست كه این راه را براى آمرزش گنهكاران گشوده است.


برچسب ها: شفاعت ، شفاعت اهل بیت ، شفاعت اولیاء الله ، شفاعت بتها ، تفاوت ،
آخرین ویرایش: جمعه 5 مهر 1392 04:20 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.